مهدی جان

خرید بک لینک
خیلی وقت است اختصاصی و برای این وبلاک ننوشته اموبلاگی که اول بار بلندگوی سیاهه های این حقیر سراپا تقصیر شد در فضای مجازیوبلاگی که بعد از آمدن نوهایی مثل سایت ها و شبکه های اجتماعی دل آزار شد اما بی وفایی نکردحالا احساس میکنم حرف هایی دارم که نه می شود در تلگرام نوشتو نه در توییتر و نه حتی به صورت یادداشت در سایت ها خبرگزاری هاحرف هایی آغشته به درد و دلکه باید هم یادگاری شود و هم پرتاب شود در کهکشان فضای مجازی برای موجودات نا نشاخته ای که می خوانند و نمی دانی که هستند و به چه می اندیشنددردهایی شخصی، اما متاثر از محیط بیمار پیرامونی- همین روزها بود که مدیر مدرسه گوشی را برداشت و گفت باید بیایی سر جلسه امتحانگفتم معذورم به دلایل متعدد و امکان حضور ندارمگفت داری قلدری می کنیگفتم خیر گفت پولش رو نمیدمگفتم پول شما از ابتدا هم برای من در آمد نبود"چون ما به ازای رفتن مدرسه باید هزینه می کردم و حقوق مدرسه حتی برای این مخارج هم کافی نبود"فردا زنگ زد گفت باید بیایی و اگر نیامدی دیگر نیاو گفتم که نمی توانمو گفت می گردم دنبال معلمبعد گفت حلال کنگفتم حلال نمی کنم ( با اینکه دلگیر بودم اما دیدم حلال نکردن اینجا محلی از اعراب ندارد)تلفن قطع شد حلال کردم و خندیدم به بهانه گیری دلمکمی درد واگویه کردم و برایش و ایمیل کردمبعد من ماندم حس از دست دادن عشقحس زنهایی که دچار شکست عشقی می شون مهدی جان...

ما را در سایت مهدی جان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 18:50

حرف یه دوستدلم می خواد خاطره ی امروزم رو جار بزنمساعت حدود پنج و نیم بودچشم و که باز کردم دیدم پسرکوچولوم هم چشمش و باز کردبلند شدمگفت کجاگفتم یه کاری دارمگفت چی کارگفتم می خوام نماز بخونمگفت منم می خوام نماز بخونمکنارم ایستادمثل من دولا و راست شدبعد نماز گفت چرا تند تند خوندی بابایی بعد نشست روی پامبهش گفتم باباجون میای باهم دعا کنیمبا همون زبون بچگیش که دل می بره از آدم گفت چه دعایی گفتم دعا کنیم آقامون بیاددعا کنیم بارون بیادبا زبون شیرینش گفتخدا جون آقامون بیادخدا جون بارون بیادالهی امینبعد حاضر شدم و از خونه زدم بیرونتو حال خودم بودم که دیدم از آسمونی که خشکِ خشک بودداره قطره قطره استجابت می بارهدلم گرفتگفتم خدایا به معصومین بچه های شهر بهمون رحم کن+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 9:23 نويسنده سلام | مهدی جان...

ما را در سایت مهدی جان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 18:50

رفقا مثل هر سال رفتند و تو نخواستی ام انگار

دارم فکر میکنم که کرده ام

که در این وسعت، جایی برای من نبود؟!

دلم یخ در بهشت می خواهد

حرم امام رضای برفی

+ تاريخ سه شنبه دهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 15:51 نويسنده سلام |

مهدی جان...

ما را در سایت مهدی جان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 18:50

صفحه بندی